محمد بن حسين البيهقي

427

تاريخ بيهقى ( فارسي )

نَعُوذُ بِاللّه 1 اگر زان يكى شود مُثله 2 * ز حرصِ حمله بود همچو جعفرِ طيّار 3 بدان زمان كه چو مژّه بمژّه از پىِ خواب * در اوفتند به نيزه دو لشكر جرّار 4 ز بس ركوع و سجودِ حسام 5 گوئى تو * هوا مگر كه همىبندد آهنين دستار ز كركسانِ زمين كركسان گردون راند * ز زينِ اسبان از بس كه تن كند ايثار ز كفكِ 6 اسبان گشته كُناغ بار 7 هوا * ز بانگِ مردان در پاسخ آمده اقطار 8 يكى در آنكه جگر 9 گردد از پىِ حميت * يكى در آنكه زبان گردد از پىِ زنهار 10 چنان بسازد با حزم تو تهوّر تو * چنان كه رامش را طبع مردمِ مىخوار فلك چو ديد قرارِ جهانيان بر تو * قرار كرد 11 و جهانت بطوع 12 كرد اقرار ز فرّ جود تو شد خوار در جهان زر و سيم * نه خوار گردد هر چيز كان شود بسيار ؟ خدايگانا برهانِ حق بدست تو بود * اگر چه باطل يك‌چند چيره شد نهمار 13 نيايد آسان از هر كسى جهانبانى * اگر چه مرد بود چرب دست 14 و زيرك‌سار 15 نيايد آن نفع از ماه كايد از خورشيد * اگر چه منفعتِ ماه نيز 16 بىمقدار